على آقا نورى

228

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

امام بايد مردى بالغ و رسا باشد و اگر خداوند خواهد مردم را به پيروى از كودكى نارسيده امر كند ، لازم آيد كه نابالغى را مكلف كرده باشد . چه از روى خرد ، كودك نابالغ را نمىتوان مكلف به انجام تكاليف شرع دانست ، زيرا او داورى بين مردم نتواند كرد و از فهم احكام دقيق و استوار و پيچيده شريعت اسلام و آنچه پيغمبر آورده و امت او تا روز رستاخيز در امر دين و دنياى خويش به آن نيازمندند ، ناتوان است . . . پس كسانى كه به امامت ابو جعفر محمد بن على بن موسى درآمده بودند ، از جهت خردسالى او دربارهء دانش وى گفت‌وگوى بسيار كردند و گفتند كه امام بايد مردى دانا باشد و ابو جعفر نابالغ است و هنوز دانشى فرانگرفته است . پدرش درگذشته ، پس چگونه و از كجا دانش آموخته است . » نوبختى در اينجا دو ديدگاه متفاوت را گزارش كرده است و مىگويد : « برخى از ايشان گفتند كه وى پيش از آنكه به مردى رسد از آن‌روى كه امامت شايسته او بود و بس ، پس امام بود . چون بالغ و برومند گشت همه آنچه وى را بايست ، دريافت . ولى بايد دانست كه اين دانش‌ها به وى الهام نشده و ناگاه در دل او نيفتاده و فرشته آنها را به وى نگفته بود ، زيرا به گفته همه اسلاميان رشته وحى پس از پيغمبر بريده گشت . بارى او را به احكام و روش‌هاى گوناگون دين و چون و چراهاى آن پيش از آنكه دربارهء آنها چيزى بشنود ، دانايى نبوده است . زيرا درست‌انديش‌ترين و روشن‌دل‌ترين و خردمندترين مردمان نيز اگر نشنيده باشد كه نماز نيمروز چهار و نماز شامگاه سه و نماز بامداد دو ركعت است ، هرگز به خرد و انديشه خويش اين معنى را در نخواهد يافت ، و آن جز به فراگرفتن و آموختن از ديگران به دست نيايد و گفتار به اين‌كه آنها را از راه الهام توان يافت سخنى بيهوده باشد . لكن توان گفت كه ابو جعفر محمد بن على چون به بلوغ رسيد ، دانش‌هاى دين را از كتاب‌ها و آنچه را كه از اين‌گونه چيزها از پدرش به ارث به او رسيده و در آنها اصول و فروع دين براى او بيان شده بود فراگرفت ، و از همه آنها آگاهى يافت . برخى ، از اين دسته